![]() |
![]() |
|
| shab |
|
زندگي تکرار تفکر در حلقه حيات است
![]()
خيلي سخته
...تنها ميشي... |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 22:28 توسط yasaman |
|
|
مرا چندان قوي گردان که به گاه ناتواني از سستي خود آگاه گردم.
مقابله بــا خويشتن را داشته باشم.
درخوداحساس کبر و غرورکنم و به گاه پيروزي فروتن ونجيب باشم.
به هنگامي که بايد سينه سپر کنم پشت بر نگردانم.
راهي سخت و دشوار مرا مورد آزمون خود قرار بده. تا باناملايمات دست به مبارزه بزنم و سربلند بيرون آيم.
و هدف زندگيش عالي باشد . .پيش از اينکه در انديشه فرمانروايي بر ديگران باشد. بر خويشتن حکومت کنم.
اما گريستن رانيزهرگز از خاطر نبرد . انساني که گام درآينده بگذارد ولي گذشته را نيز هرگز فراموش نکند.
و افسونگر هيچ کس تسليم نشودو مسحور نگردد خدایا به من کمک کن تا دلهای مردم برایم ارزشمند باشد کمکم کن تا تاب دیدن بدبختیهای مردم را نداشته باشم به من رحم کن تا قدرت شکستن دلی را نداشته باشم به من بیاموز که انسانها را دوست داشته باشم خدایا من تحمل بی تو بودن را ندارم پس کمکم کن تا انسان باشم ودوست بدارم انسانها را...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 2:53 توسط yasaman |
|
|
به چشمانت بياموز هر کسي ارزش ديدن ندارد به چشمانت بياموز که به چشم به راه بودن عادت نکند به چشمانت بياموز که براي هر کسي بيخواب نشود به زبانت بياموز که هر اسمي ارزش جاري شدن ندارد به زبانت بياموز به هر کسي نگويد دوستت دارم به لبانت بياموز هر لبي ارزش بوسيدن ندارد به ذهنت بياموز که هر کسي لياقت تجسم شدن را ندارد
ب
اگر رفتم تو یادم کن اگر مردم تو خاکم کن اگر ماندم در این دنیا به مهر خود تو شادم کن
![]()
من ازین پس به همه عشق جهان میخندم
به هوس بازی این بی خبران میخندم
هرکه آرد سخن از عشق به آن میخندم خنده من از گریه غمگین تر است
کارم از گریه گذشته است به آن میخندم به نام تک ستاره خاموش قلبم.............
به نام تک ستاره خاموش قلبم.............
کاش میمردم تابعد از تو طلوع فردا رو نبینم روزگاری دلی داشتم............. تنها اما... مهربان.... پاک.. یه روز یه رهگذر از کوچه خلوت تنهائیم گذشت میهمان دلم کردمش وقت رفتن ستاره ای به من هدیه کرد تاهمدم شبهای تنهائیم باشه به من گفت که تاروزی که زنده است آسمون دلم باستاره اش روشن میمونه اون رفت وچشم من به دنبالش هر شب ستاره اش تو آسمان رویاهم سوسو میزد ومن تو خیالش گم میشدم کوچه های خاطراتم را هرشب تا صبح قدم میزدم تاشایددوباره از اون کوچه عبور کنه یک روز برگشت اما برای خداحافظی میگفت باید برم گریه کردم اشکهامو پاک کرد وبامهربونی گفت تو اون دنیا که میعادگاه عاشقاست منتظرتم خندید وگفت یادت باشه یه ستاره خاموش هم ستاره است......... بعد خاموش شد...... ستاره فروزان من برای همیشه خاموش شد حالا من موندم وکلی روز وهفته کسالت بار که منتظرم تموم بشه حالا من موندم ویه حصار سخت بین من وستاره م یه حصار به اسم زندگی حالا من موندم وچشمهائی که برای گریه کردن دنبال بهونه نیستن من موندم ویه دنیا خاطره.. من موندم یه شب بی ستاره اما همیشه یادم میمونه یه ستاره خاموش هم ستاره است یه ستاره خاموش هم........
باران می بارد امشب دلم غم دارد امشب ارام جان خسته ره می سپاردامشب در نگاهت مانده چشمم شاید از فکر سفر بر گردی امشب از تو دارم یادگاری سردی این بوسه را پیو سته برلب قطره قطره ا شک چشمم می چکد با نم نم باران به دامن سبته ای بار سفررا باتوای عا شقترین بد کرده ام من به تو ازتومی نویسم به توای همیشه دریا ای همیشه از تو زنده لحظه های رفته برباد به نام خدایی که عشق را افریدوغم عشق را در دل جان نهاد می نو یسم تا فردای دیگر به یادم باشی از چه بنو یسم از سکوت که سر شار از نا گفتنی ها ست.از درد دل از غم دوری از سختی های زمانه نمی دانم به کدام یک از خوبی ها و خا طرات اشاره کنم دنیایی بی وفا که عاشق را هر لحظه به یک طریقی می کشاند.ای فلک بگواین دل را به کجا بردی این دل عا شق گم گشته را به دریای غریب به جایی که همه ان بی بقا و بی قرار است سپس این را بدان که هر سلامی سر اغاز یک خدا حا فظی در ناک است.
|
||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 0:15 توسط yasaman |
|
دلم مي خواهد گريه كنم به حال زار اين دلم ◊ ...روی این زمین سادگی همیشه ضربه می خورد... دلم مي خواهد داد بزنم واسه رهايي از خودم دلم مي خواهد پر بكشم به آسمون سفر كنم ![]() روي ابرها بشينم به آدما نظر كنم دلم مي خواهد داد بزنم همه جا فرياد بزنم بگم ستاره گم شده خاموش و بي صدا شده =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=- چشم نازت مال من بود يادته ديدن من غدغاَ بود يادته روزگار قهر و آشتي يادته هيچ كس و جز من نداشتي يادته ×× چشممون زدن حسودا يادته چشامون شد مثل رودا يادته دستاتو ميخوام بگيرم يادته راستي بي تو من ميميرم يادته =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
تمام حرف دلم اینست : من عشق را با نام تو آغاز کرده ام تمام حرف دلم اینست : من عشق را با نام تو آغاز کرده ام در هر کجای عشق که هستی ،آغاز کن مرا........... در هر کجای عشق که هستی ،آغاز کن مرا........... نظر یادتون نره. برو به مشکلت بگو که من خدای یه خدای بزرگ دارم...
گوشه کتاب من .همین دو جمله را:
(سادگی همیشه ضربه می خورد و عشق پاک یک دروغ محض بوده است)
در نگاه شرمگین آینه
- باز-
خاطرات روز های دور
روز های مانده در غبار را
گیج و مات به جستجو نشسته ام:
دستهای تو همیشه گرم بود
حرفهای تو
یک دریچه رو به زندگی برای من گشود
و من روزها.به عشق تو
به عشق حرفهای ساده ات
و چشمهای ساده ات
و خنده های ساده ات
غرق نور می شدم
شاد و پر غرور می شدم
از سیاهی زمین دور می شدم
روز ها گذشت و تو بزرگ می شدی
وای.نه
- خدای مهربان
در لباس گرگ می شدی
چشمهای تو که سادگی
سادگی محض بود
بی فروغ می شدند
خنده های تو
حرفهای تو
اشکهای تو دروغ می شدند
عشق تو به تیرگی نشست
خواب می شدی و پشت من
زیر بار لحظه ها شکست
یکشب از میان خاطرم
رفتی و به جز دو جمله ای
از تو گوشه ی کتاب من
چیز دیگری نماند
من همیشه ساده بوده ام
و روی این زمین:
(سادگی همیشه ضربه می خورد
و عشق
(عشق پاک. یک دروغ محض بوده است)
|
||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 23:53 توسط yasaman |
|
||||||
|
سلام از اینکه چند وقتی آپ نبودم معذرت میخوام
بدينوســيله ما مردان محــترم كره زمين و حومه كه از قوانين و مقـررات و آيينها و اين كارو بكن، اين كارو نكنهائي كه نامردانه از سوي جامعه نامرد زنان بر ما تحميل گرديده و بدجوري حالمان را گرفــته به تنگ آمدهايم، بر آن شــديم كه از سوي هيئت مردان كره زمين و حومه، حرفها و نظــرات خود را توسط اين اعلانيه به گوش زناني كه حقوق ما مردان را پايمال ميكنند برسانيم. و از آنجا كه كليه موارد زير در يك درجه اولويت قــرار دارند، شماره موارد، همه آ«1آ» خواهد بود:
هرگز اشتباه نکن.........اگر اشتباه کردی تکرار نکن..............
اگر تکرار کردی اعتراف نکن........اگر اعتراف کردی التماس نکن. واگر التماس کردی دیگر زندگی نکن!!!! سياهی پشت پلکهات را پاک کن اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش مي کردي تمامي ذرات وجودت عشق را فرياد مي کرد اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم چشمهايم را مي شستي و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من مي دوختي تا من بر سکوت نگاه تو رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خداوند ببرم اي کاش مي دانستي
گفتی که منو دوست نداری گله ای بين عشق منو تو فاصله ای نيست گفتم که کمی صبر کن و گوش به من ده گفتی که بايد بروم حوصله ای نيست گفتم که کمی فکر خودم باشم انوقت جزعشق تودرخاطرمن شعله ای نيست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 19:49 توسط yasaman |
|